تبليغاتX
ایران و تمدن ایرانی
فرهنگ و تمدن ایران و جهان
 موسیقی در ایران

 

به نام خدا

   در زمان مادها در ایران،موسیقی با ستاره شناسی همراه بوده و در زمان هخامنشیان سه نوع موسیقی در ایران معمول بوده که عبارت بودند از موسیقی:مدهبی،رزمی و بزمی.

   یکی از دستگاههای نشاط انگیز و پر بار موسیقی که از عهد باستان بجا مانده دستگاه «ماهور»و «خسروانی»استکه روشنگر قدرت و عظمت این هنر اررزنده و شوق انگیز نیاکان ما می باشد،جای بسی تعجب است که پس از آن همه تاخت و تاز و ویرانگری ملل بیگانه و وحشی و به یغما رفتن گنجینه های ادبی این مرز و بوم ،هنوز آثاری چنین پر بها و چشمگیر برای ملت ما برجای مانده است و بر ماست که در حفظ و حراست آن کوشا باشیم و ثابت نمانیم که تنها نسلی از اقوام روی زمین هستیم که دارای تاریخ و فرهنگ و هنر مدونی می باشیم.

   در قرون وسطی ،حتی تا قرن سیزدهم مسیحی که اصول و قواعد موسیقی شرقی ،با ترجمه کتابهای«فارابی»در اروپا منتشر یافت،اروپائیان که هنوز پای بند موسیقی یونان بودندو آن سبک و روش را در کلسیاها اجرا می کردند،تنها موفقیتی که به دست آوردندموفق شدندپنج خط حامل را که هنوز هم متداول است ابداع نمایند،ولی باید گفت هنوز از عهده ثبت و تدوین موسیقی های متنوع مشرق زمین به خصوص دستگاههای وسیع و گوناگون موسیقی ایران بر نیامدند.

    متاسفانه بسیاری از آهنگها ساخته شده عمده عهد باستان که قسمتی از آن ببه نامهای:«سی لحن باربد»۱- آرایش خورشید ۲- آئین جمشید ۳-رامش جان ۴- سبزه در سبزه ۵- سروستان ۶- سرو سهی ۷- کین سیاوش ۸- شبدیز و ........

    مشهور است که آهنگها و ردیفها به واسطه نبودن خط«نت»و ثبت آنها از میان رفته و قسمتی هم که باقی مانده به طور سینه به سینه برای ما به ارث رسیده که بیشترین سهم و زحمت را برای حفظ و نگهداری و اشاعه آن را ابتدا مرحوم علی اکبر خان نوازنده «تار»زمان قاجار در دوره ناصری و سپس توسط دوستان او و باقی دلسوخته گان به تدریج آثار هنر و موسیقی ایران از زیر لایه های مدفون شده در زیر خاک سر برآوردند که یکی از دلایل آن تحولات در عرصه جهانی بود و زمینه را برای شکوفائی فرهنگ و هنر ایران آغاز ساخت و سرانجام زنده یاد کلنل علنقی وزیری به صورت رسمی و رایج خط«نت»را از اروپا به ایران آوردو پس از تاسیس «هنرستان موسیقی»شاگردان خود را با این پدیده جدید آشنا و تربیت کرد ،خود و شاگردانش پس از او پایه گذار موسیقی جدید علمی و فنی ایران گردیدند.

                                    با تشکر

 

|+| نوشته شده توسط کیوان حداد عراقی در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387  |
 انوشه انصاری اولین زن ایرانی فضانورد

                    به مناسبت ۲۷ شهریور ۲۹ سپتامبر

 

|+| نوشته شده توسط کیوان حداد عراقی در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387  |
 شریعتی در یک نگاه

به نام خلق یگانه

 

 

 

       بی گمان دکتر شریعتی شخصیت ممتازی است که در تاریخ معاصر ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است و همچنان می تواند برای نسل های امروز و فردا مورد نگرش واقع شود.

 دیدگاه و تفکر انتقادی و فلسفی و تاریخی دکتر شریعتی در ارائه مطالب بحث بر انگیز در حوزه فلسفه و تاریخ وی رادر ردیف  نویسندگان پر کار و توانمند معاصر قرار داده است.قدرت قلم و باریکی خیال ژرف اندیشی در آثار او فراوان است و با دیدگاه جامعه شناسانه خوداندیشه ها و نقدهای اجتماعی و مذهبی را با زبانی گیرا و قلمی شیوا بکار می گیرد.

    در نثر شریعتی شیوه و سبک های متفاوتی چون رئالیسم ،ورمانتیسم،داستانی و ترجمه و.....دیده می شود ترجمه هائی چون ابوذر،سلمان پاک نیایش ازمتن فرانسوی از الکسیس کارل.از نثرهای زیبای اوست و نیز آثاری چون کویر و گفت گوهای تنهائی نثری زیبا و دلنشین دارد.به قول اخوان ثالث که :کویر انشائیاتی با شور و احساس،انشائی،خطابی،امری و گاه مناجات گونه و شعرهای منثورو حدیث نفسهائی موثر و گیرا و در واقع شطح مانندهائی ،منتها با کلامی امروزین یافتم.

     شریعتی تعریفی رسالت گونه از هنر ارائه می دهد،به اعتقاد او هنر ماندن در تفنن نیست،بلکه ساختن نوع بالا تری از انسان و از بشر است.انسان خالق یعنی هنرمند.و در تقسیم بندی هنرها می گوید:هنر در والاترین شکلش موسیقی و شعر ودر پست ترین نوعش تقلید و تفنن است.و گاه تعریفی به مراتب وسیع تر و عمیق تر از تعریف یونانی آن که :هنر تقلیدی است از طبیعت ارائه می دهدو آن این که «هنر تجلی غریزی آفریدگاری انسان است،در ادامه این هستی که تجلی آفریدگاری خداست».

    دکتر شریعتی در دیدگاه انتقادی خود به مقوله ادبیات و نقادی می پردازدو از نگرش سنتی به ادبیات انتقاد می کند و لازمه رشد و تعالی فرهنگ و ادبیات را در حوزه نقد و نقادی میداندو آشنائی شاعران و هنرمندان را با ادبیات و هنر غرب را موجب پر مایگی و بالندگی اندیشمندان در این دیدگاه می داند.

     شناخت شریعتی از عرفان ابعادی تازه دارد. از نظر او عرفان خاص مرحله ای از زندگی است و نمی توان آن را در جامعه ای که در انحطاط فرهنگی غرق است آورد.عرفان او با سیاست و اجتماع در آمیخته است.عرفان او نه از نوع تخیلات و آداب و رسوم عامیانه است و نه غرق شدن در اندیشه های صوفیانه و تعابیر عالمانه ،بلکه عرفانی آگاهانه که عقل و عشق در آن جاری است.

    شریعتی می گوید «اگر من خودم بودم و خودم،فلسفه می خواندم و هنر،تنها این دو است که دنیا برای من دارد.....من اگر خود را ناچار نمی دیدم و احساس مسئولیت نمی کردم به اقتضای ذوق شخصی و گرایش باطنی ام فلسفه و مذهب شناسی و نقد و ادبیات و هنر را تعقیب می کردم ،که عطش روحم را سیراب می کرد و نویسندگی،که برایم یک نوع زندگی کردن است و بهترین نوعش»

                                       با آرزوی قبولی روزه   و عبادات همه عزیزان

                                                                انشا ءالله

 

|+| نوشته شده توسط کیوان حداد عراقی در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387  |
 کاری ازاوستا
من  پدر مهربانم را  د وست دارم

                         

                                                از طرف اوستا

|+| نوشته شده توسط کیوان حداد عراقی در یکشنبه هفدهم شهریور 1387  |
 سپاس

به نام خدا

           سپاس فراوان دارم از یارانی که در این مدت با ارائه نظرات و دیدگاههای خود کلاس در س را در ترم تابستانه پربار کردند.

|+| نوشته شده توسط کیوان حداد عراقی در دوشنبه یازدهم شهریور 1387  |
 آرش شیواتیر

به نام خدا

   آرش یا ارخش( Erekhsha) همان آرش شیواتیر است که در مجمل التواریخ والقصص از او یاد شده است و در ادبیات فارسی علاوه بر صفت شیواتیر،به کمانگیر نیز معروف است.

   شیواتیر(شواتیر)ظاهراًهمان شیپاک تیر پهلوی است سخت کمان و دارنده تیر تیز رو معنی می دهدوشیواتیر کسی است که تیر او یا خود او همچون شیوا(یکی از سه ایزد بزرگ هند که بسیاری از صفاتش مانند ایزد تیر است)می باشد.

   اصل داستان آرش از اوستا است که با تفضیل بیشتر در مدارک تاریخی و روایات دیگر نقل شده است.پس از غلبه افراسیاب بر منوچهر،بر این قرار دادندکه در یک مصالحه مرز ایران و توران را با پرتاب تیر یکی از پهلوانان ایران معٌین کنند .آرش شیواتیر به این مهم گمارده شد.در این هنگام فرشته سفندارمذ حاضر آمد و امر کردتا تیر و کمانی برگزینند و آنگاه آرش که مردی شریف و حکیم بود حاضر آمد و به قوت خداداد،دست به کمان بردو با همه نیروی خوداز فراز کوه رویان (البرز)به سوی دورترین نشانه ها تیری پرتاب کرد.او چنان نیروئی برای پرتاب این تیر سرنوشت ساز بکار گرفت که با پرتاب آن تیر،زندکی اش نیز از کمان تن جستن کرد و در راه آرمان خویش در دم جان سپرد.تیر آرش را ایزد باد در سرزمین فرغانه بر تنه گردوئی کهنسال که در عالم از آن درختی بزرگتر نبود فرود آورد و آنجا مرز ایران و توران شد.

    فخرالدین اسعد گرگانی در این باره اشعاری را سروده و نیز شاعر معاصر ،سیاوش کسرائی،این داستان را در شعر زیبائی جاودان کرده است که در آن آرش به عنوان مظهر قهرمانی و وطن خواهی تصویر شده است.

   بیرونی در آثارالباقیه خویش یکی از وجوه تسیمیه جشن تیرگان را در روز سیزدهم تیرماه همین قضیه تیر انداختن آرش برای تعیین مرز ایران و توران ذکر کرده است.ابو ریحان نوشته است آرش،قبل از پرتاب تیر برهنه شدو گفت:تمام بدن من سالم است و من پس از پرتاب تیر،پاره پاره خواهم شد.من خود را فدای شما کردم.اما در تاریخ طبری و طبقات ناصری آمده است که آرش ،بعد از آن به ریاست تیر اندازان منصوب شد.روز پرتاب تیر،روز سیزدهم تیر ماه ،یعنی تیر روز بود که اصطلاحاً «تیر گان کوچک»نامیده می شود و در روز چهاردهم (گوش روز)که تیرگان بزرگ است خبر اصابت تیر آورده شد.

   در اوستا در تیر یا «تشتر یشت»تشتر برای آب آفرینی،در یکی از تجلیلات خود،به صورت تیر پران و مانند آرش وصف شده است.که فردوسی نیز بدان اشارت دارد.

     منابع:

        یشتها-مینوی خرد-دیار شهریاران-سوگ-احمدتفضلی،دانشنامه ایران و اسلام-حماسه سرائی-داستانهای ایران ناستان-فرهنگ نامهای شاهنامه-فرهنگ اساطیر

  

|+| نوشته شده توسط کیوان حداد عراقی در چهارشنبه ششم شهریور 1387  |
 
 
بالا