تبليغاتX
ایران و تمدن ایرانی
فرهنگ و تمدن ایران و جهان
 یادگار

به نام آنکه فکرت آموخت

 

pasargad.jpg

پاسارگادمیراث کوروش بزرگ

cyrus_relief.jpg

الهه بالدار کوروش در پاسارگاد

 

 

pasargad[011].jpg

تصویر گویاست

pasargad-5farvar-1.jpg

آرامگاه داریوش بزرگ

                                       با تشکر

|+| نوشته شده توسط کیوان حداد عراقی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387  |
 یک سپاس تقدیم به دوستان

به نام یزدا ن پاک

     با سلام ،سپاس و تشکر ویژه از همه دوستانی دارم که دیدگاه  پرمهرشان را نثار ایران می کنند.

 دوستانی چون دوست همیشگی محسن قائمی،محمدغنی،محمدمنتظری،پوریا،محمد،محسن،پدرام،مرتضی،ماهان،ایران،نیما،کامران شراره های آزادی،عماد،دارا،کوروش،سام،آتروپات و همه عزیزان و دستارانی که به ایران و مردم خود عشق می ورزند.

                                               باز هم سپاس

|+| نوشته شده توسط کیوان حداد عراقی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387  |
 ستایشگر آزادی

به نام خدا

   ملک الشعرای بهار ستایشگر آزادی است و ازشاعران بزرگ ایران هیچ کس بخوبی او از آزادی سخن نگفته است.آغاز شاعری وی،مواجه با دوره ای شد که در طی آن آزادی و نه سنگر و کرسی آن مطلوب و مقصود کسانی بود که برای نجات قوم و ملت خویش شور و درد واقعی داشتند.مبارزه با نفوذ و تجاوز بیگانه،مبارزه با تعدی و بیداد فرمانروایان خودکامه،مبارزه با آنچه ایران را به ضعف و فقر و فساد محکوم کرده بودهدف کسانی بود که در آن روزها،در مشهد و تبریزواصفهان و تهران و همه جا با استبداد به پیکار برخواسته بودند.بهار،شاعر جوان مشهدی نیز که در این هنگامه به دفاع از حیثیت و استقلال قوم و وطن برخاست آزادی را یگانه ملک و ملت می شمرد.

    وی مثل بسیاری از آزادی خواهان جوان دیگر به دفاع از مشروطه برخواست .بر خلاف مداخلات روس و انگلیس اشعار و مقالات نوشت و عاقبت به تهران تبعید شد.پس انتخاب در مجلس در آنجا و مجامع دیگر همه جا برای آزادی ،برای،عدالت،و برای تجدد شور و اشتیاق نشان داد.عشق به ایران کهن،عشق به تاریخ ایران،درسراسر دیوان بهار به چشم می خورداین تاریخ گذشته ایران در نظر او آئینه حکمت و عبرت استبهار در قصاید خود مکرر ار مفاخر و مآثر گذشته سخن می گوید،لحن او شور و هیجان فراوان دارد.این شیفتگی به گذشته ،شیفتگی به شاهان و سرداران قدیم ،در کلام او در همه جا است. همین عشق به تاریخ ایران استکه اورا وا میداردتا عمر خویش را در کار تحقیق و ادب و زبان گذشته ایران مصروف داردو مخصوصاَدر شاهنامه غور و تامل نماید.

     در اینجا با نمونه هایی از اشعار بهار آشنا می شویم:

           آن روز چه شد کایران ز انوارعدالت

                                       چون خلد برین کردزمین را و زمن را

         آن روز که کمبوجیه ازبیخ کهنسال فریدون

                                       برخاست منوچهر و بگسترد فنن را

        و آن روز که کمبوجیه پیوست به ایران

                                      فنیقی و قرطانجه و مصرو عدن را

       و آن روز داری کبیر از مدد بخت

                                       بر کند ز بن ریشه آشوب و فتن را

       و امروز چه کردیم که در صورت و معنی

                                       دادیم ز کف تربیت سر و علن را......

                

                                                         با تشکر فراوان 

|+| نوشته شده توسط کیوان حداد عراقی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387  |
 حمایت انگلیس از هیتلر

به نام یزدان پاک

   به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان،برای مدتی کوتاه نوعی بی تصمیمی در انگلستان به وجود آورد که سرانجام با تصمیمی که بالدوین و چمبرلین  گرفتند حمایت از آلمان نازی در سرلوحه سیاست خارجی انگلستان قرار گرفت.

   ااتخاذ چنین تصمیمی از جانب دولت انگلیس بسیار طبیعی می نمود،زیرا قبل از هر چیز انسان بر این نکته واقف بود که هیتلر یکی از تکریم کنندگان امپراطوری انگلستان ومبلغ تئوری برتری نژادی بود که اساس امپریالیزم انگلیس را تشکیل می داد.(هیتلر یک بار توضیح داده بود که او آماده است بقای امپراطوری انگلستان را شخصاً تضمین کند و نیروی امپراطوری آلمان را در این را بکار اندازد) .

   سیاست همکاری انگلستان با هیتلر،که از سال ۱۹۳۳م تا ۱۹۳۸م ادامه یافت،از نقطه نظر انگلستان سیاستی هوشیارانه و در عین حال بدون خطر را عرضه می داشت.کمونیزم در روسیه شوروی خطر جدی و حقیقی برای ادامه حیات سیستم اقتصادی امپراطوری مستعمراتی انگلستان به وجود آورده بود.آلمان نازی تنها کشور اروپائی بود که از قدرتی کافی برخوردار بود تا بتواند با اتحاد جماهیر شوروی از در ستیز در آید و در عین حال بر همکاری با انگلستان نیز تاکید کند.(نقشه هیتلر این بود که با انعقاد یک پیمان اتحاد با انگلستان،در شرق آزادی عمل کامل به دست آورد و جهان را بدین ترتیب به مناطق نفوذ ابر قدرتها یعنی آلمان و انگلستان تیدیل کند.حتی در تابستان ۱۹۴۰م که دشمنی بین آلمان و انگلستان به اوج خود رسیده بود،هیتلر هنوز هم حاضر بود که برای رسیدن به این هدف،از داشتن مستعمرات چشم بپوشد تا شاید بتواند انگلستان را تشویق به عقد پیمان اتحاد با آلمان بکند.در این مورد هیتلر اظهار می دارد:ما سعی در ایجاد پیمان اتحاد با انگلستان بر اساس تقسیم جهان داریم که در آن انگلستان به عنوان قویترین قدرت دریائی و آلمان به عنوان قدرت اروپائی شناخته شوند.)

     انگلستان می توانست امیدوار باشد که نه تنها به علت تنفر شدید هیتلر از بلشویسم بلکه به جهت اجرای طرح تئوری «فضای حیاتی»وی به بخشی از سرزمینهای روسیه شوروی،نظیر اوکراین چشم خواهد داشت و درخواست تجزیه این سرزمینها را از پیکر روسیه شوروی به نفع آلمان خواهد کرد،(هیتلر اعلام کرد:وقتی اورال را با منابع زیر زمینی بی پایانش و جنگلهای سیبریه را در اختیار ما بگذارند،و وقتی مزاری بی پایان غلات اوکراین متعلق به آلمان شود،سرزمین ما در نعمات بی پایان غوطه ور خواد شد)که نتیجتاً تضعیف قدرت روسیه شوروی را موجب و باعث درگیری این دو قدرت در جنگی فرسایشی می شد.از سوی دیگر هیتلر برای جلوگیری از درگیر شدن در دو جبهه جنگ-یکی در شرق با روسیه شوروی و دیگری در غرب علیه فرانسه و انگلستان -محتاج آن بود که با انعقاد قرارداد دوستی و با اتحاد با دو کشور مزبور، احتمال جنگ در دو جبهه را از بین ببرد و در حالی که از غرب مطمئن است به شرق بتازد.

    بدین سان می بینید که دو دولت انگلستان و آلمان،با هدف نهائی در هم کوبیدن اتحاد شوروی ،در سالهای قدرتمندی هیتلر خیلی آسان راه مشترک را با هم می پیمودند.تحت چنین شرایطی انگلستان در حالی که از ورود هر نوع پیمانی در کنار آأمان سر بز می زد،ولی تحت پوشش سازشکاری با آلمان به هیتلر در راه  رسیدن به هدفهای توسعه طالبانه اش کمک می کرد،بدین امید که با درگیری هیتلر و شوروی،امپراطوری انگلستان از هر گونه خطری در امان بماند. 

                                                            با تشکر

|+| نوشته شده توسط کیوان حداد عراقی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387  |
 
 
بالا